لسان الملك سپهر

مقدمه 29

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

گرفته ، بدان چه گفته عمل نموده ، و آنگاه دربارهء خود گويد : و من بنده حمل اين مصائب را بر خويشتن نهادم و اين مجلد مبارك را در اين زمان اندك به پاى بردم و پيداست كه اين مقدار تحرير را با نگارش كثير نقد كرده‌ام و سه چندان اين مجلد را بر كاغذ پاره‌ها نگاشته و بىخطر گذاشته‌ام « 1 » . و دربارهء زمان و ايام تأليف گويد : روزها و شب‌ها از مصاحبت اصحاب و مخالطت احباب كناره نجسته‌ام ، چندان كه اگر بخواهند نشان نتوانند گفت كه من بنده چه زمان اين خدمت به پاى بردم ؟ و كدام وقت يك تنه اين همه پژوهندگى و دقيقه‌جوئى كردم ؟ چه نيم شبان كه ابواب مخالطت بسته و مردمان از پاى نشسته تقويم اين خدمت را تقديم نمودم . هم اكنون همگنان حاضرند و بدين كلمات شاهد و ناظر كه هيچ سخن به كذب نگفتم و اين مفاخرت بر خود به دروغ نبسته‌ام ، همانا به فضل خداوند يزدان . . . اين دولت ابدى و سعادت سرمدى يافتم « 2 » . ناسخ التواريخ اثرى است سترگ و بس بزرگ ، و پيداست كه سپهر و فرزندانش در تأليف آن رنج‌ها و مرارت‌ها كشيده‌اند و شب‌بيدارىها داشته‌اند ، پس نبايد بدين اثر به ديدهء خرد نگريست ، بايد آن را ستود ، و اگر با شيوهء نگارش امروزى متفاوت است نبايد بر سپهر خرده گرفت ، چنان كه آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى در دفاع از سپهر و اثرش گويد : دربارهء ارزش علمى و تاريخى مطالب ناسخ التواريخ و اهميت كار مؤلف ، نبايد عجولانه قضاوت كرد و مطالب كتاب را دقيق ناخوانده بر له يا عليه آن حكم داد . از آن گذشته بايد ديد روش تاريخ‌نويسى در شرق از آغاز تا زمان مؤلف چگونه بوده است و نيز بايد دانست كه در عصر مؤلف و سالها پس از وى ، يعنى تا زمانى كه رابطه علمى بين شرق و غرب گسترش يافت و نويسندگان و دانشمندان ايران با روش تحقيق مغرب زمين آشنا گشتند ، عامه مردم بلكه خواص و تحصيل‌كرده‌ها

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان .